چهارمین جلسه ،مهجوریت قران

کاربرد قران در اجتماع 50 در صد نقش دارد .تکیه کردن به علما و اعتماد کردن به آنها به جای قران .قبل از انقلاب هر خانواده خودش مسئول امور دینی خانواده بود .ولیکن بعد از انقلاب با اعتماد مردم به حکومت آموزش و پرورش در خانواده رها شد و کنترلها از بین رفت .در جامعه ویژگیهای غیر اخلاقی مانند دروغگویی و ریا کاری رشد پیدا کرد .و اینها به جهت اعتماد مردم به یک عده خاص بود .با توجه به آیات 116 و 148 انعام و 36 یونس به جای کتاب مردم از ظن و گمان پیروی میکردند که از کانال روایت می آیند .و با مطالب جعلی کتاب را توجیه میکنند و این به اندازه ذره ای انسان را بی نیاز نمیکند .با توجه به آیات فراوانی در قران کسانی به بهشت میروند که دارای ایمان و عمل صالح باشند .هر کس با هر دین و ایینی که باشد تزکیه بکند بهشتی میشود .متولی قران در جامعه نداریم .محال است آیه ای در قران پیدا کنیم که مومنین را به حرف و حدیث غیر ارجاع بدهد .اطاعت از رسول هم در طول خدا باشد اهمیت دارد نه در عرض آن . این غلط است که یک سری آیات را کلید بگیریم و یک سری روایات دیگر را در رابطه با آن بسنجیم .و این غلط است که اصل آیه را کنار بگذاریم و به جای مبارزه با خرافات توجیه کننده باشیم کاری که علما انجام میدهند .

استاد بخشی

ما مجبوریم روشمند و دقیقتر به روایات نگاه کنیم .نمیتوانیم بگوییم همه 700000 روایات ظنیات است .کتاب خدا چیزی غیر از حدیث نیست . جمع آوری قران هم بدست افراد چه در زمان رسول خدا و چه در زمان های دیگر صورت گرفته و این متواتر تاریخ است .حدیث یک علم است و باید با دید نیوتنی به آن نگاه کنیم .و آن گوهر اصل را از دل آن بیرون بکشیم .به فرموده پیامبر قران ثقل اکبر و محک است ولی نمیتوان گفت کافی است .و احادیث و روایات ثقل اصغر . و در علم حدیث روایاتی وجاهت دارند که قران آن را تایید کند .

حاج آقا اسفندیاری

آیه 122 توبه تاکید بر این مسئله دارد که یکگروهی باید آموزشفقه و فهم قران را ببینند تا بتوانند به عنوان یک متخصص در دین تفقه کنند و مردم را انذار بدهند و حدود و مرز دین را تعیین کنند و گروه دیگر که امورات اجتماع را بر عهده دارند باید پیرو باشند روحانی بودن ملاک نیست .اگر در بحث قران رجوع به عالم نباشد اختلال در دین ایجاد میشود .در آیه 62 بقره و 47 نساء تاکید دارد بر اینکه برای صاحبان کتاب معیار فقط ایمان و عمل صالح نیست .انها باید به قران هم ایمان بیاورند وگرنه دچار ضلالت و لعنت خداوند قرار میگیرند . و اینکه غیر از شیعه به بهشت نمیرود باید شیعه را با توجه به روایات تعریف کرد .شیعه در عمل است نه به حرف .

استاد بخشی

اگر فقط بخواهیم روی قران کار کنیم باید روی تمام آیات قران کامل کار بشود .لغتی نباید به قران نگاه کرد .بلکه مفهومی روی ان باید کار کنیم .

حاج آقای اسفندیاری

قران همه الفاظ و معانی و حتی خطوط آن یک حقیقت ناب توحیدی است و این حقیقت به تمامی نور است .و همه اینها حق هستند .و هر انسانی با هر اندازه بینش و درک میتواند از نور قران بهره ببرد .آنکه دارای اندیشه والاست باید به حقیقت قران مراجعه کند و آنکه توان خواندن دارد باید کوتاهی نکند و آنکه بیسواد است با نگاه کردن به صفحات و آیات قران از نور آن بهره میبرد بعضی قران را سفره میدانند غذا و اندیشه ای را از بیرون میگیرند و بعد داخل سفره قران می گذارند و آن را با قران تطبیق میدهند نه اینکه به قران عرضه کنند و درستی را از نا درستی تشخیص دهند و این روش غلط است .

ایشان در پاسخ استاد که عالمان چقدر در بیرون آوردن قران از مهجوریت نقش دارند فرمودند در صدرتی میتوانیم مقصر اصلی را عالمان دینی بدانیم که صد در صد امر فرهنگی بدست علما باشد و اینکه آیا فرهنگ جامعه را عوض میکند یا صنعت ؟ گفتند هر کدام از اینها به خودی خود میتواند افکار را تحت تاثیر قرار دهد . فرهنگها از ابزارها و نگرشهای متفاوت می اید .برای قضاوت به حق باید اول سهم روحانیت را در فرهنگ سازی جامعه مشخص کنیم و بعد آ ن را مورد بررسی قرار بدهیم که چقدر کار شده است .و در جواب سوالی در مورد علم غیب پیامبر ص فرمودند هیچ عالم دینی نمیگوید که پیامبر به مطلق غیب آگاه است .

استاد بخشی

اصل خداوند است و غیب نزد خداست .ولی پیامبر هم تکه هایی از غیب را که خداوند در اختیار حضرت گذاشتند میدانست .مانند خبر دادن به شهادت حضرت علی ع و یا سرنوشت ابوذر . و حتی خود ما هم گاهی خوابهایی میبینیم که الهام از غیب دارد .

اقای دکتر نوری

در بحث مهجوریت همه صحبتهای آقای اسفندیاری را قبول ندارم .ایشان مهجوری قران را با مثالی بیان کردند .بحث دزدی در قران تاکید به قطع دست دزد است ولی قران را کنار میگذارند و از روایات 24 تبصره بیرون می آورند تا این حکم الهی اجرا نشود و این خود باعث بالا رفتن آمار دزدی در اجتماع است .چرا باید سالانه هشت میلیون به پرونده های قوه قضاییه اضافه شود .اصل این است که قانون خداوند صدق است و نتیجه میدهد و این قوانین ماست که اشکال بر آن وارد است .در باره معنی شرک فرمودند شرک یعنی اینکه حرف غیر خدا را تبعیت کنیم .

در قران هست که مسیح را فرزند خدا میگرفتند و قران آنان را محکوم کرده است و الان هم اهل بیت را ال الله و خانواده خداوند میخوانند و این بر گشت به قبل است .ودر ضمن در مورد تاریخ صحت آن را که 100 درصد صحیح باشد رد کردند و اینکه تاریخ دارای سند نیست و نمیشود کامل به آن اعتماد کرد در حالیکه قران مطالبش ثابت است .

استاد بخشی

ما احادیث را کامل تایید نمیکنیم .بلکه ما آن را با مکانیسم قران بررسی میکنیم تا درستی و نا درستی آن معلوم گردد .نتیجه اینکه ما اینجا جمع شدیم ،طرح موضوع میشود موافق و مخالف آزادانه صحبت میکنند و همه با صعه صدر و در آرامش گوش می دهند و نتیجه می گیرند و این باعث رشد است .

/ 0 نظر / 14 بازدید